جزییات اخبار

صیانت از آثار فرهنگی و هنری نیازمند فرهنگ سازی کاربردی است
زمانی که سخن از صیانت آثار هنری در کشور ما به میان می آید، همه به سراغ دستگاه های نظارتی و قانون گذار می روند و از مسئولین انتظار دارند با تصویب قوانین بازدارنده و سختگیرانه، مسیر کپی کاری های غیرقانونی را مسدود کنند و ناجی آثار فرهنگی و هنری باشند، اما ن

زمانی که سخن از صیانت آثار هنری در کشور ما به میان می آید، همه به سراغ دستگاه های نظارتی و قانون گذار می روند و از مسئولین انتظار دارند با تصویب قوانین بازدارنده و سختگیرانه، مسیر کپی کاری های غیرقانونی را مسدود کنند و ناجی آثار فرهنگی و هنری باشند، اما نقش مردم چه می شود؟ پاسخ به این سوال می تواند در یافتن یک راه حل کاربردی مفید واقع شود.

در اصل، ما پیش از آنکه در کشور به سراغ وضع قوانین سلبی در حوزه حمایت از قانون کپی رایت برویم، تا چه اندازه به فرهنگ سازی در این حوزه توجه کرده ایم، جز این بوده که معمولا از چند هنرمند شناخته شده دعوت کردیم تا در ویدیوهایی چند ثانیه ای از مردم خواهش کنند، برای توسعه چرخه تولیدات فرهنگی، فیلم های سینمایی و سایر آثار سمعی و بصری هنری را کپی نکنند؟ اصولا چرا ما عادت کرده ایم که یک جوالدوز به دست گرفته و نقص ها و مشکلات دستگاه های فرهنگی و نظارتی را نشانه برویم، اما هیچ وقت رفتارهای غلط اجتماعی خودمان را نقد نمی‌کنیم؟ کدام تولیدکننده حاضر است کالای خود را به صورت رایگان و یا با بهایی بسیار کمتر از قیمت واقعی محصول به بازار عرضه کند که ما نسبت به تولیدات فرهنگی و هنری کشورمان و سرنوشت سرمایه گذاران این بخش تا این حد بی مسئولیت هستیم؟ پاسخ روشن است، جامعه ما ارزش واقعی تولیدات هنری داخلی را درک نکرده و از این رو در فقدان چنین تولیداتی احساس خطر هم نمی کند.

بنابراین، همانگونه که سال ها قبل پلیس راهنمایی و رانندگی در اقدامی هدفمند و با کمک رسانه های ارتباط جمعی بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان خودرو را امری حیاتی و مهم جلوه داد و آثار سوء عدم استفاده از کمربند ایمنی در تصادف های جاده ای را به مردم نشان داد، استفاده از کمربند ایمنی از یک هنجار به فرهنگی همگانی تبدیل شد و جنبه ای فراگیر یافت، در زمینه رعایت قانون کپی رایت و کپی نکردن آثار هنری نیز باید محتوای فرهنگی بیشتری تولید شود و با کمک رسانه ها ابعاد گوناگون اهمیت توجه به تولیدات داخلی و آثار منفی بی توجهی به چرخه اقتصادی تولیدات هنری را طرح کرد تا جامعه نسبت به اتفاقی مثل صیانت از آثار هنری از مرحله هنجار عبور کرده و به صورت یک باور فراگیر و عرف اجتماعی آن را مورد توجه قرار دهد.

در غیر این صورت، تا زمانی که زیرساخت های فرهنگی لازم را در یک ساختار اجتماعی بنا نکرده و جامعه را نسبت به تولیدات فرهنگی و هنری مسئولیت پذیر نکنیم، قطعا هیچ عاملی نمی تواند آثار سوء کپی کاری های غیرقانونی و تبعات قاچاق آثار هنری بر جامعه و فرهنگ یک ملت را کاهش دهد و در چنین شرایطی، قانون ما بیش از آنکه جنبه اصلاحی و ارشادی داشته باشد، به قانون گریزی ها و دور زدن قوانین از طرق مختلف منجر خواهد شد و برای فرهنگ کشور هزینه ساز خواهد شد.

 

*پوریا بهرادکیان منتقد و کارشناس سینما