جزییات اخبار

نظر نویسنده «شمعی در باد» درباره سریال «ممنوعه»
دکتر کریمی به عنوان نویسنده‎ی آثاری چون «شمعی در باد» که به آسیب‎های اجتماعی من جمله «اعتیادهای جدید» برای اولین بار در سینما می‌‎پرداخت.

دکتر کریمی به عنوان نویسندهی آثاری چون «شمعی در باد» که به آسیبهای اجتماعی من جمله «اعتیادهای جدید» برای اولین بار در سینما می‌پرداخت و نیز «بشارت به یک شهروند هزارهی سوم» که آنهم برای نخستین بار فرقهگرایی و خودکشی دختران نوجوان را در داستان خود به بحث میگذاشت، دربارهی مجموعهی "ممنوعه" که این روزها، بحث‌های خاصی را در بعضی محافل رسانهای در پی داشته، چه نظری دارید؟ تا چه حد آن را در طرح آسیبهای اجتماعی مؤثر میبینید.

- البته به عنوان یک کارشناس که در همین زمینهی مورد پرسشتان مورد مشورت قرار میگیرم، تاکنون ده قسمت از این مجموعه را دیدهام، بیآنکه بر روی جزئیات یا تک تک سکانسهای آن بخواهم جداگانه نظر بدهم، «ممنوعه» را یک مجموعهای نسبتا شعاری که پند و اندرز به جوانان میدهد که در زندگی اجتماعی شان مراقب دوستان و رفتارهایشان باشند میدانم، یکی از صدها مجموعهی نصیحت ده و اندرزگویانهای که در تلویزیون بارها شاهدش بودهایم ، تقریبابه لحاظ محتوایی همان است که بارها در تلویزیون در ماه رمضان شاهدش بودهایم، صدالبته  اینجا با خودسانسوری بیشتر در داستان و عاقبت شوم همهی آدمهایی که از دید سازندگان این مجموعه گمراه شدهاند. اگرچه شاید آب و رنگ تصاویر متفاوت باشد از نمونههای تلویزیونیاش و فیالمثل پروک (موهای مصنوعی) بازیگران زن که از زیر روسری بیرون آمده یا چند شوخی جوانانهای که البته نه سیاسی است و نه به آن حد که در بسیاری از رسانهها میبینیم و میشنویم اروتیک است وبه اصطلاح ملتهبترینش صحنهی حکمی است که نه صراحتی در طرح آن وجود دارد و هم با تندی و شدت از جانب افراد دیگری که در صحنه حضور دارند محکوم میشود و بر آشفتن آنها نشان میدهد حتی آدمهای این چنینی که از ظاهرشان آنها را قضاوت می کنیم بی مبالات باشند در مواقعی این چنین  علیه  کسانی که احتمالا ( چون تصریحی وجود ندارد)  حرفی خلاف اخلاق میزنند برمیآشوبند

به نظر شما در طرح این آسیبهای اجتماعی تا چه حد نزدیک شدن به واقعیت موجود ضروری است، واقعیتی که  نشان دادن صریح آن بیشک دچار ممیزی میشود...

- البته از دید من، ذات هنر با خود فاش گویی و صراحتاً  به نمایش گذاشتن زدن در تعارض است، هنر یک ایهامی را لازم دارد که از رسانه فاصله بگیرد، نقطهی افتراق هنر و رسانه به زعم بنده، در همین نقطه است.مثلا وقتی شبکهی خبر از گورخوابها فیلم خبری پخش میکند یا از معتاد زن متجاهر کارتن خواب، به دلیل همان رسانه بودن باید فاش و آشکار و صریح همه چیز را نشان دهد، اما وقتی قرار است فیلمی از همین زن مثلاً در سینما ساخته شود، نشان دادن عریان و یا بدتر از آن ذوق زده شدن از نکبتی که در واقعیت آنجا وجود دارد، نقض غرض است. ضمن آنکه سلیقهی بنده و شاید داب من بر این باشد که مثلاً به جای آنکه سلباً از خیانت بگویم، ایجاباً از وفاداری بگویم اما این سلیقه را نمیتوان بر همه تحمیل کرد.

 

باز میگردیم به مجموعههایی چون ممنوعه که دغدغهی طرح آسیبهای اجتماعی را دارند فکر میکنید طرح این موضوعات در شبکهی خانگی تا چه حد امکانپذیر و با موفقیت همراه است؟

- شبکهی خانگی الزامات خود را دارد، باید با مخاطب عام ارتباط برقرار کند و بفروشد آنهم با این حجم از دانلود غیر مجاز، در نتیجه مجالی برای آن نوع آسیبشناسی عمیقی که مد نظر شماست نمیماند، اما تا این حد هم به نظر من خوب است. به جای لودگی و هرزه درایی و قصههای بیسرو ته خنثی، گیرم که کاری پندآموزانه و نصحیتگرانه که به طور یکجانبه و مستقیم جوانها را نصیحت میکند مانند اتفاقی که در "ممنوعه" افتاده، حاصل شود، باز این بهتر است از خنثی بودن، هرچند که ممکن است نقدهای جدّی بر ساختار داستان یا معدودی از صحنههای مجموعه وارد باشد.

 ​